سلطان محمد مطربي سمرقندي

434

تذكرة الشعراء ( فارسي )

[ « 155 » ] گلشنى كاشغرى [ سدهء يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى ] گلشنى كاشغرى ، تولّد در ولايت مذكور نموده ، تحصيل در سمرقند نموده ، بىاهليّتى نيست . طبع سنجيده و گفتار پسنديده دارد و همواره سفينهء دل ، خلعت خيال پوشيده ، شعر را بسيار نيكو مىگويد و اين غزل از گفتار اوست : غزل : من به دشتى پاى مىمانم كه او غم‌پرور است * يا به صحرايى كه هول او ز دوزخ برتر است من نيم بلبل كه بهر گل نهم دل در چمن * طاير آتش‌پرستم منزل من آذر است آن‌چنان خو كرده‌ام با خاروخاشاك درش * كى نهم پهلو اگر خود از حريرم بستر است ذوق اسلام آن‌قدر در دل نمىتابد مرا * آرزوى زلف كفرت سالها شد در سر است خاكسار اين دَرَم شد سالها چون « گلشنى » * بر اميد آنكه گويى خاكسار اين در است [ 156 ] گرمى اوراتپه‌گى [ سدهء يازدهم هجرى / هفدهم ميلادى ] گرمى اوراتپه‌گى ، از شعراى گرم‌روى است و اشعارش نيز ، بىحرارتى نيست و به

--> ( 155 ) . گلشنى كاشغرى ، از شاعران سدهء يازدهم هجرى است : نمونهء ادبيات تاجيك عينى ، ص 154 .